دنیا پس از سرکشى روى به ما نهد ، چون ماده شتر بدخو که به بچه خود مهربان بود ، سپس این آیه را خواند « و مى‏خواهیم بر آنان که مردم ناتوانشان شمرده‏اند منّت نهیم و آنان را امامان و وارثان گردانیم . » [نهج البلاغه]

آنچه باید بدانیم

 
 
یاد باد(سه شنبه 86 مهر 17 ساعت 4:23 عصر )

 

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

به ‌وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول

بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز چمن مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار

زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد



 
خرده نان(یکشنبه 86 مهر 15 ساعت 8:49 صبح )

 

 

 

آن روز پیرمرد نیامد. اما گنجشکها و یاکریمها دوباره پای همان دیوار که پیرمرد برایشان خرده نان و برنج می ریخت جمع شده بودند.فردایش دوباره پیرمرد را دیدم. این بار بدون عصا و کلاه. تکیه داده بود به همان دیوار.بالای سرش نوشته بود: بازگشت همه به سوی اوست

 
لیست کل یادداشت های وبلاگ?
 




بازدیدهای امروز: 5  بازدید

بازدیدهای دیروز:0  بازدید

مجموع بازدیدها: 16046  بازدید


» ?پیوندهای روزانه «
» لوگوی دوستان من «
» فهرست موضوعی یادداشت ها «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «